ღ عاشقانه های غمگین ღ سفر ღ

عاشقانه های غمگین

 

 

ســــفر کردم که از عشقت جــ ـدا شم

دلم می خواست دیگه عـاشق نباشم

 

ولی عشقت تو قلبم مونده ، ای وای

دل دیـ ـونه مـ ـ ـو سوزونده ، ای وای

 

ســــفر کردم که از یادم بری ، دیدم نمی شه

آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمی شه

 

غـم دور از تــــو موندن یه بی بال و پرم کرد

نرفت از یاد من عشق سفر عاشق ترم کرد

 

 

 

جداکننده-متحرک_www.shabhayetanhayi.ir (38)

 

 

/ 7 نظر / 56 بازدید
حسین

تو بخوان اى زیبا به سکوت لبها به سقوط غمها به نگاه شبها که تو هم قافله اى خسته شدى در نگاه غمها ، این نگاه غم نیست ؛ این صداى من نیست ؛ این سکوت عشق است ؛ این همان صوت دل انگیز وفاست

حسین

من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم که بهانه نزدیک تر نشستن مان می‌شود… و من … روبه روی تو … می‌توانم تمام عاشقانه های نگفته دنیا را یک جا بگویم…

حسین

سلام. وبلاگتون خیلی عالی . دوست داشتین به من هم سر بزنید

یاقوووت

زندگیست دیگر! همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست، همه سازهایش کوک نیست! باید یاد گرفت با هر سازش رقصید، حتی با ناکوک ترین ناکوکش... اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن! حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد... به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند، به این سالها که به سرعت برق می گذرند....[گل][نیشخند]

یاقوووت

آنروزكه سقف خانه هاچوبی بود! گفتارو عمل درهمه جا خوبی بود! امروزبنای خانه ها سنگ شده! دلهاهمه با بنا هماهنگ شده!.