برای تصاحبت نمی جنگم!

احاطه ات نمی کنم تا مال من شوی!

 

با رقیبان نمی جنگم!

 

عشق تملک نیست، تعلق است!

 

ولی اگر بیایی و بمانی،

برای با تو ماندن، با دنیا می جنگم

برای زندگی باتو می میرمقلب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به عشقت تا ته دنیا ، به جنگ هر کسی میرم

چه تقدیری از این بهتر ، که از عشق تو میمیرم ؟ 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

 

لیـــآقت مـےــخوآهــد ..

بـــودטּ در شــــعرهـــآے دخــتـرے کـــﮧ ...

بـــآ تمـــآم عشـــقش ..

نبــودنت رآ اشـــک میــریزد ..

تعــــجب نڪـــטּ !

در بـــے لیــآقتـــے تــــُو

شـــڪے نیـــست ...

اینـــجآ ،

دلیـــل بـــودنت میـــآטּ بغـــضهآیـــم ،دیـــــ ـــوانگـی ِ خـــودم است

 

 

 



تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

دوستای گلم

فقط شعر هایی که اسمشون توی نوار عنوان صفحه داخل علامت (♥  ♥) نوشته شده

آپ جدیدن و بقیه مال آپ های قبل هستن !

 

توی ادامه مطلب هم شعرهایی هست که دوست داشتین می تونین یه نگاهی بهش بندازین !

 

من ُ صدا کن

 

من ُ دریا ، من ُ بارون ، من ُ آسمون صدا کن

اسممو واژه به  واژه ، تو دل ترانه جا کن

 

 

من  ُ تنها ، من ُ عاشق , من ُ خوب من صدا کن

من ُ از همین ترانه ، واسه ما شدن صدا کن

 

من ُ بی واژه صدا کن ، همصدا تر از همیشه

به همون اسم عزیزی ، که برات کهنه نمی شه

 

واسه زندگی صدام کن ، واسه هرچی عاشقانه است

واسه حرفای قشنگی ، که نگفته شاعرانه است

 

من ُ دریا ، من ُ بارون ، من ُ آسمون صدا کن

اسممو واژه به  واژه ، تو دل ترانه جا کن

 

 

 

 

 

 

کاش می‌دیدم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

می‌تابانی

بال مژگان بلندت را

می‌خوابانی

آه وقتی که  توچشمانت

آن جام لبالب از جان‌دارو را

سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی

موج موسیقی عشق

از دلم می‌گذرد

روح گل‌رنگ شراب

در تنم می‌گردد

دست ویرانگر شوق

پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر

من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد

برگ خشکیده ایمان را

در پنجه باد

رقص شیطان خواهش را

در آتش سبز

نور پنهانی بخشش را

در چشمه مهر

اهتزاز ابدیت را می‌بینم

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست

اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست

کاش می‌گفتی چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

 

 

فریدون مشیری

 

 

 

 

 

 

هوای تو

 

شدم درگیر تو ، تو یه شب سرد

خیال کردم که پابندت نمی شم

 

بغل کردم تورو بی پرده با عشق

حالا با عطر تو دیوونه می شم

 

می خوام دوری کنم از تو ولی باز

یه احساسی همه اش یادم می یاره

 

که تو خوبی ، منم دستاتو می خوام

نمی شه رد بشم راهی نداره

 

دلم می خواد که دستتو توی دستام بگیرم

بگم چقد دوست دارم برای تو بمیرم

 

بذار گم شم تو آغوشت دوباره

به آغوش تو من وابسته باشم

 

واسه بودن کنار گرمیه تو

چشامو روی دنیا بسته باشم

 

 

 

 

 

دیگه باورم شده ندارمت

 

 

این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت

 

توی این خونه هنوزم یه نفر ..  نمیخواد باور کنه نداردت

 

نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم

 

زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم

 

به هوای روز برگشتن تو  .. سر هر راهی نشونه میکشه

 

با تمام جاده های رو زمین .. رد پاتو سمت خونه میکشه

 

من دارم هر روزمو بدون تو .. با تب یه خاطره سر میکنم

 

با خودم به جای تو حرف میزنم .. خودمو جای تو باور میکنم

 

توی این خونه به غیر از تو کسی .. دلشو با من یکی نمیکنه

 

من یه دیوونم که جز خیال تو .. کسی با من زندگی نمیکنه

 

تو سکوت بی هوای این اتاق .. شب به شب به خاطرم میارمت

 

خودمم باور نمیکنم ولی .. دیگه باورم شده ندارمت

 

 

 

 

 

 

تو که باشی

 

 

تو که باشی همه دنیا برام مثل بهشته

 

خدا اسم تو رو تو سرنوشت من نوشته

 

 

تو که باشی همه دنیا برام زیباترین میشه

 

همونجایی که تو باشی همونجا بهترین میشه

 

 

تو آغوش توام زیباترین جای جهانم

 

تو اسمم رو بگی انگار یه شعر عاشقانه ام

 

 

صدای تو مثه لالایی بارون عشقه

 

حسی که تا ابد تو قلب ما میمونه عشقه

 

 

تموم دلخوشیم اینه که تو دنیات بمونم

 

تو میدونی که جون تو شده بسته به جونم

 

 

کنار تو پر از آرامشم حالم عجیبه

 

تو وقتی آشنام باشی همه دنیا غریبه

 

 

***

 

عشق من بدون دوست دارم

 

تا دنیا دنیاست این عشق پا برجاست

 

 

عشق من بدون عاشق شدم

 

این احساس زیباست مثل یک رویاست

 

این لحظه ها مال ماست

 

 

 

 

 

 

 

+ ادامه مطلب

 

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

 

نه از داستان سرنوشت باخبرم

نه دل به تقـــــدیر می سپــارم

نه انسانیت می خواهم نه قناعت

آنچه بعد از تو خواهم خواست تنها یک چیز است

مــــــرگـــــــ

 

 

 



تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

 

 

 

سلام اوستا کریم،حالت چطوره؟ خوبی مشتی؟
الآن اطراف ما هستی یا توی بهشتی؟


یا مشغول امور کار دنیا؟
خب،چطوره؟چه خبر؟ردیفه اوضا؟


کاره دنیا پیش میره؟چرخش میچرخه؟
خنده و شادی به گریه هاش میچربه؟


رو لب ها قهقهست یا چشما خونه؟
دمت گرم کاری کن غصه نمونه!


میگم راستی جوونامون چطورن؟
چندچندن؟هان؟کیف کوکن؟


منکه هرچی که داشتم باد برد رفت
ای خدای من کجا بودی تو اون وقت


همونوقتی که حتی از رفیقم
رکب خوردم،به مرز مرگ رسیدم


اصلا هر کاری کردی ناز شستت
الآن جبران بکن قربون دستت


داره میسوزه روزای جوانیم
به هم میریزه احوال روانیم


دارم دیونه میشم کم میارم
رو قلب سوخته ام مرهم میزارم


داره دنیا به چشمم میشه تیره
یه دستی برسون که خیلی دیره


آخه هیچکی رو غیر تو ندارم
ندارم تا برای اون ببارم


نزار محتاج نامردان بشم باز
دوباره دل شکستن بشه آغاز

 

 

شعر : اوستا کریم از دوست و شاعر : امیر حسین اکبرپور 

"درخواستی"



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

 

آدم دوس داره گاهی غرق شه

غرق شدن همیشه تو آب نیست...

تو غصه نیست.. تو خیال نیست...

آدم دوست داره گاهی تو یه آغوش غرق شه

 

   

ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﭘﯿﺮ ﻣیشه...

ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ میکنه...

ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺏ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺍﻫﺪ موند...

خوب بودن رو برایت آرزو میکنم

 

 

ﺩﻧﻴﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻳﻪ ﺩﻧﻴﺎﻥ!

 

   

بیاغصه هایمان راتقسیم کنیم؛

دوتامن؛

هیچی تو…

می بینی؟؟؟

من هنوزخسیسم!!!

 

 

تکه های دل منند این شعرهاکه دست به دست می روند…

مرابخوان تا ازچهارطرف؛

به سمت تو پرواز کنم…

 

   

در زندگی به هیچ کس اعتماد نکن

آیینه با تمام یک رنگیش

دست چپ و راست را

به تو اشتباه نشان می دهد . . .

 

  

دلم می‌خواهد یک میس‌کال باشم برایت شماره‌ای که سیوش نکرده‌ای ...

زیر لب تکرارم کنی به یادم نیاوری دلم می‌خواهد !!

 بی‌اجازه‌ی تو پادشاهی کنم در ناخودآگاهت ؛)

 

 

عشق مثله پنیر میمونه،

زیادش آدمو خنگ میکنه،

نرمالش فقط تا یک ساعت آدمو سیر نگه میداره،

هیچ کس هم بدونه پنیر نمرده . . .

 

   

+به سلامتی خودمون ...

که همیشه اونی شدیم که بقیه میخوان

ولی هیچکس اونی نشد که ما میخواستیم !

 

  

اگه دیگه درد ودلی نیست بدان

نه اینکه غم نیست و درد نیست در اندیشه ی من

تو ببخش ای مهربان

وبدان که دگر دلی نیست که بگوید دردش!!

 

  

 



تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()
  • تیم بلاگ | زیبا مد