عاشقانه

 


مـღـن در حوالی توأم، شاید کمی دورتر !

 

وتـღـو . ..


در حوالی دلـღـم ، باور کن نزدیکتر . . . . .قلب

 

 

 

 






موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حوالی دلم , عاشقانه , باور کن نزدیکتر , شاید کمی دورتر

تاريخ : شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ | ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

ماهی تنگ شکسته پسرک شیطان

 

حکایـــــتــــــــ من

حکایت ماهی ِ تُــنگ شکسته ایست

که روی زمین دل دل می زند.....

و حکایـــــتــــــــ تو

حکایت پسرک شیطان تنگ بدستی

که نفس های ماهی را شماره میکند .....ناراحت

 

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

 

 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عاشقانه تلخ , حکایت ما , نفس های ماهی , ماهی تنگ شکسته

تاريخ : شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ | ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

دوستای گلم

فقط شعر هایی که اسمشون توی نوار عنوان صفحه داخل علامت (ღ  ღ) نوشته شده

آپ جدیدن و بقیه مال آپ های قبل هستن !

 

توی ادامه مطلب هم شعرهایی هست که دوست داشتین می تونین یه نگاهی بهش بندازین !

 

شعر عاشقانه

 

احساسم

 

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت

یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت

 

ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد

از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد

 

ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی

یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی

 

ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد

مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد

 

ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود

یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود

 

ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد

یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !

 

 

 

 

 

شعر عاشقانه

 

ماجرا

 

مانند شیشه ای که خریدار سنگ بود

این دل شکستن تو برایم قشنگ بود

 

رؤیای باشکوه رسیدن به ساحلت

آغاز خودکشی هزاران نهنگ بود

 

ماه شب چهاردهی که تصاحبت

چون حسرتی به سینه ی صدها پلنگ بود

 

خوشبخت آن دلی که برای تو می تپید

خوشبخت آن دلی که برای تو تنگ بود

 

تو: یک جهان تازه پر از صلح و دوستی

من : کشوری که با همه در حال جنگ بود

 

با من هر آنچه از تو بجا ماند نام بود

از من هر آنچه بی تو بجا ماند ننگ بود

 

***

 

پایین نشسته ام که توبالا نشین شوی

این ماجرا حکایت الاکلنگ بود...

 

 

رضا نیکوکار

 

 

 

 

شعر عاشقانه

 

 

دلخوشی

 

تو مهربانتر از آنی که فکر می کردم

درست مثل همانی که فکر می کردم

 

شبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیست

هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم

 

تو جان شعر منی و جهان چشمانم

مباد بی تو جهانی که فکر می کردم

 

تمام دلخوشی لحظه های من از توست

تو آن آن زمانی که فکر می کردم

 

درست مثل همانی که در پی ات بودم

درست مثل همانی که فکر می کردم

 

 

مریم سقلاطونی

 

 

 

 

شعر عاشقانه

 

 

خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت

حسی شبیه آنچه که یک جسم ِ بی جان داشت

 

می آمد و با هرقدم عطر تو می پیچید

لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!

 

با حال آن روزم میان خاطرات تو

باران نمی بارید... ، اگر یک ذره وجدان داشت



میشد بگیری دست من را قبل از افتادن اما نشد..

تا من بفهمم عشق تاوان داشت



میشد ببندی زخم من را قبل جان دادن

افسوس... من را کشت آن دردی که درمان داشت



من مرده بودم! مرگ با من زندگی می کرد

من مرده بودم.. مرگ در رگ هام جریان داشت

 

وقتی که برگشتی به من، در شهر پرکردند:

برگشتن جان پس به جسمی مرده ، امکان داشت

 


از : رویاباقری

 

 

 

 

 

تا کجا ..!؟

 

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم

تا کجا بی خبر از حال تو باشم

 

مگه میشه از تو دل برید و دل کند

بگو می خوام تا ابد مال تو باشم

 

از کسی نیس که نشونی تو نگیرم

به تو روزی میرسم من که بمیرم

 

هنوزم جای دو دستات خالی مونده

تا قیامت توی دستای حقیرم

 

خاک هر جاده نشسته روی دوشم

کی میاد روزی که با تو روبرو شم

 

من که از اول قصه گفته بودم

غیر تو با سایه ام هم نمی جوشم

 

 

 

 

 

 

 

 

+ ادامه مطلب

 

 

 

 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شعر عاشقانه , شعرهای عاشقانه , احساسم , ماجرا رضا نیکوکار
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ | ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

عاشقانه

 

اگر هزار بار متولد شوم بـــــاز تـღ ـو را میخواهم

اگر هزار بار بمیرم تمامش برای  تـღ ـو خواهم مرد

زندگی بی  تـღ ـو و عشقـــت برایم مــــــــــــرگ است

نفسم به نفســــت ... نگاهم به نگاهـت ... قلبم به قلبـــت

گــــــــــره خــورده ...گــره ی کــور  ِ کـــــــــــووور

بیشتر از این بلد نیستم عاشقانه بگویم ولی تا بخواهی عاشقتم

مباد بی  تـღ ـو  برایم فــــــــردایی عزیزتــــر از جـــانم

 

قلبقلب



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دلنوشته , دلنوشته هایی از جنس تنهایی یه دوست , عاشقانه

تاريخ : شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ | ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

 

 

خدایـــــــــــــا ...!

اگه یه روز فراموش کردم خدای ِ بزرگـــــــــــــی دارم ...

تو فرامـــــــــــــوش نکن که بنده کوچیکـــــــــــــی داری ...

با نوازشی و یا شاید تلنگری آرام وجودت را ،

همراهیت را ، مهربانی و بزرگی ات را برایم یاداوری کن.....

 

 

 

 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()

اس ام اس عاشقانه

 

 

چه حکایت عجیبی است هوای پاییز

تنها را تنها تر می کند و عاشق را عاشق تر . . .

 

 

مزرعه که درو شد کلاغ هم رفت

بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود

که برای نیازش “تنهاییش” را پر کرده بود . . .

 

 

خوش به حال ماهی ها

تکلیفشان معلوم است

هوایی که می شوند ، می میرند

 

 

انصاف نبود ، رفتنت باخودت باشد

فراموش کردنت با من . . .

 

 

اَمآن اَز این بوی ِ پآییزی و آسمآن ِ اَبری ؛

کِه آدَم نه خودَش میدآنَد دَردَش چیست

و نَه هیچ کَس ِ دیگر !

فَقط میدآنَد کِه هَر چه هَوآ سَرد تَر میشَوَد ،

دِلَش آغوش ِ گَرم میخوآهَد . .

 

 

و تو فکر میکنی خاموش شده اند ، دلتنگی هایی که هر روز ساکتشان میکنم

دلواپسم ، کجای قصه مان سکوت کرده ای که تو را نمیشنوم

 

 

بودم !  

دیدم با دیگری شادتری

رفتم . . .

 

 

میگویند یک روزی هست

که چرتکه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند

و آن روز تو باید تاوان آنچه با من کردی را بدهی !

فقط نمیدانم

تاوان دادن آن موقع تو ، به چه درد من می خورد !؟

 

 

خدایا

هوای مشترک مورد نظر ما را داشته باش

با اینکه در دسترس ما نیست !

 

 

بعضی ها را میتوان خواست اما نمیشود داشت !

بعضی ها را باید یواشکی از دور دوست داشت !  

بعضی ها را نباید خواست ! نباید دوست داشت !

اما دل است دیگر

اسیر این نگاه بیقرار

میخواهد و دوست میدارد

 

 

روزگاری بیدی را شکستند

به نامردی تبر بر ریشه اش بستند

ولی افسوس همانهایی شکستند

که رورزی زیر سایه اش می نشستند

 

 

تو “نمی آیی” و من

مدتی ست از دست “رفته ام”

هر وقت خواستی پیدایم کنی

بیا به همان خوابِ همـیشِگی . . .

 

 

دلم برای تو کوچک شده است ، داری بزرگ می شوی !

 

 

نه کسی منتظر است …

نه کسی چشم به راه …

نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه …

بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست ؟

وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه … ؟؟؟

 

 

فاحشه بسترش را می بوسد ...

ورزشکار چهارگوش زمین را  ...

و آخوند قرآنش را . . .

نان از هر کجا که باشد مقدس است ، باید بوسید !

"صادق هدایت "

 

 

خماری هایم را کشیده ام

هر جـــور می خواهی ترکم کن !!

 

 

عشق بازی را خوب تقسیم کرده ای !!

عشق با او ... بازی با مــن .. .  .

 

 

خــــدایا دیــــدی !؟ ..

کلی بارآن فرستادیــــــ ...

تا این لَکه ها را از دلـ ــم بشویـــی  .. .

مـَن که گفته بودم لکـــــــــــــــه نیستــ(!) ...

زخـــــــــــــــــــــم است زخــم ..! 

 

 

وقتی جنگیدی و نشــــد باید رفت . . .! : (

تا نبودنت بـُــغض شود نه بـُودنت . . . ! : |

 

 

 

تنهایی یعنی :

( متاسفم دلم  <3  )

هیشکی نگرانت نیست !!

 

 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اس عاشقانه , اس ام اس عاشقانه , مسیج عاشقانه , اس ام اس غمگین

تاريخ : شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ | ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | همپرسه ()