عاشقونه بهاری

 

 

آرزو کن با من ، که اگر خواست زمستان برود گرمی دست تو اما باشد

آرزو کن با من "ماما "من"نشود سایه ات از سر تنهایی من کم نشود

 

 

 

 

 

سال نو مبارک قلب




تاريخ : شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | لـــآیک ()

عاشقانه غمگین

 

یه وقتایی هست دلم برات خیلی تنگ می شه

من اسم این وقتا رو گذاشتم  همیشههمیشه

 

جای همه ی عزیزایی که دیگه پیشمون نیستن خالی ... : (

 جاشون سبز ، یادشون گرامی ، روحشون شاد

 

 

 

عاشقانه

 

 



ادامه مطلب


تاريخ : شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | لـــآیک ()

دوستای گلم

فقط شعرهایی که اسمشون توی نوار عنوان صفحه داخل علامت (ღ  ღ) نوشته شده

 

آپ جدیدن و بقیه مال آپ های قبل هستن !

توی ادامه مطلب هم شعرهایی هست که دوست داشتین می تونین یه نگاهی بهش بندازین !

 

 

شعرعاشقانه

 

 

با تو بودن

 

چشماتو روی من نبند چشم تو زندگیمه

صدای تو به گوش من زیباترین طنیـــنه

 

واسه نگاهت می میرم و محتاج آغوش توام

دیونه ی بوییدن هر لحظه تن پوش تـــــو ام

 

هیچی ندارم واسه تــو جز این دل دیونه

جز قلبی که جا مونده و برای تو میخونه

 

تـــــــــو بهترین ترانه ای برای زنــده بودن

لذت دنیـــا رو میدم برای با تــــــــو بودن

 

 

جداکننده-متحرک_www.shabhayetanhayi.ir (13)

 

شعر عاشقونه

 

 تو دوری و دستای من

 

تو دوری و دستای من نمی رسه به گرد تو

صدای تکــه پــارم بــردار و از اینـــجــا بـــــرو

 

تو دست من یه عکس پر از نابودی و مرگ ستارست

بــذار تـنـــها بپوســـم اینجا صدام نمیرسه به فـــردا

 

بگــذر از ایــن شکسته ، از ایـــن دوباره خستـــــه

رد شو از این حقیر کم ، من دیگه حــرف نمی زنم

 

نمــــی خوامت زیـــبا ترینـــم آغازی از برگ زمینم

دیـــونه ی کوچه نشیــنم آواره ام تنـــها همینـــــم

 

هـــر نـــوت از ایـــن گیـــتارم ُ یـــک واژه تا ترانه بود

رو شعله های شب شکــن فرصـــت یــک پروانه بود

 

اما تــو از دلــم بریدی مــن خواستمت اما ندیــدی

حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه

 

 جداکننده-متحرک_www.shabhayetanhayi.ir (13)

 

شعر عاشقانه

 

دریا

 

من این جوری نمی تونم یه سدی بین قلب ماست

تو باید غرق شی در من ، بفهمی کی دلش دریاست



من این جوری نمی تونم تو پای من نمی شینی

تورو اونقدر بخشیدم بزرگی مو نمی بینی



همیشه مقصدم بودی کجا با تو سفر کردم

چقدر تنها برم دریا چقدر تنهایی برگردم

 

من این جوری دلم خوش نیست شبم با ترس هم مرزه

بهشت هم اونورش باشه به این برزخ نمی ارزه



من این جوری نمی تونم تو اینجایی و من تنهام

دارم میمیرم از بس که نگفتم چی ازت می خوام

 

جداکننده-متحرک_www.shabhayetanhayi.ir (13)

 

شعرعاشقانه

 

سازش



هر جور می تونی بمون من با تو سازش می کنم

هر بار می گفتم نــرو این بـــار خواهـــش می کنم


بــا زخـــم تنهاتـــر شـــدن محتــــاجِ تسکینــم نکن

تنهـــاتـــر از مـــن نیـــستــی تنـــهاتر از ایـــنـم نکن



با گریه هــــای هــر شبـــم دنبــال مـــرهم نیـــستم

ایــــن بـــار بشـــکن بغضـــــمو فــــکرِ غرورم نـــیستم



کـی گفتـه ایـن خواهـش منو تـو چشمِ تو کم می کنه

ایـــن الـــتماس آخــــرم خیـــلی بـــزرگـــم مــــی کنه



بــاور نــــــکن راضــی بشم چــون "دوستت دارم " بری

اِنــقــد درا رو وا نـــــکن مـــن کــه نمـــی ذارم بـــــــری



یـــک عـمــر مـــن پرپر زدم چـــون درد دوری کــم نبود

اینا که می گم یک شب از چیزی که حس کردم نبود

 

 

جداکننده-متحرک_www.shabhayetanhayi.ir (13)

 

شعرعاشقانه

 

سیب آرزوها

 

شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

 

برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری

ته ِ فنجان ِ تو فال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

 

خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که

دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟

 

حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه

سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست

 

شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند

به دور ِ گردنت شال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

 

تصور کن برای ِ عیدهـای ِ رفته دلتنگی

به دستت کارت پستال ِ کسی باشد که دیگر نیست

 

شبیـه ِ ماهی ِ قرمز به روی ِ آب می مانی

که سین ات هفتمین سال ِ کسی باشد که دیگر نیست

 

شود هر خوشه اش روزی شرابی هفتصد ساله

اگر بغضت لگدمال ِ کسی باشد که دیگر نیست

 

چه مشکل می شود عشقی که حافظ در هوای ِ آن

الا یا ایها الحال ِ کسی باشد که دیگر نیست

 

رسیدن سهم ِ سیب ِ آرزوهایت نخواهد شد

اگر خوشبختی ات کال ِ کسی باشد که دیگر نیست

 

جداکننده-متحرک_www.shabhayetanhayi.ir (13)

 

شعرهای عاشقانه

 

وقتی تو اینجایی

 

 من با تو می‌مونم این عین رویامه

وقتی تو اینجایی این خونه دنیامه



وقتی تو اینجایی لبریزِ تسکینم

پای تو می‌شینم دنیامو می‌بینم



پای تو وسط بیاد دورِ خودم خط می‌کشم

من برای با تو بودن حاضرم آواره شم



تا صبح بیدارم وقتی تو می‌خوابی

خورشید چی می‌گه وقتی تو می‌تابی



با من بمون با عشق دور از تو دیوونه‌م

زنجیر کن پامو مجنون مجنونم

 

جداکننده-متحرک_www.shabhayetanhayi.ir (13)

 

 

شعرهای عاشقانه

 

 

«بی تابی»


نمیشه جای خالیت و با هیچکس غیر تو پر کرد

نمیشه هیچکس جز تو ، تو این خونه تصور کرد



به جونم می‌خرم درد و میگم درد واسه‌ی مرده

نبـــودت یعـــنی آرامــش به خـــونه بر نمی‌گرده



دارم می‌میرم از فکـــرت کسی فکر مــــن اصلا نیست

کسی که می‌میره واست کسی غیر خود من نیست



تــو رفتــی زنـــده‌ام با ایـــن نــفس‌هـــا که رو تکراره

ببیــــن ایـــن زنــدگی با مـ ـرگ تفاوتــی مـــگه داره


تــو می ‌رفتــی و می‌ دیــدم دلت قید منو می ‌زد

می‌ دونستم که وابستم ولی نه دیگه تا این حـــد



تمــومـــ آرزوم ایـــنه یـــــکم دلـ ـ ـتنگ مـــن باشی

بفهمــی کـه یکـی اینجاست که تـــو تموم دنیاشی

 

دارم می‌میرم از فکـــرت کسی فکر مــــن اصلا نیست

کسی که می‌میره واست کسی غیر خود من نیست



تــو رفتــی زنـــده‌ام با ایـــن نــفس‌هـــا که رو تکراره

ببیــــن ایـــن زنــدگی با مـ ـرگ تفاوتــی مـــگه داره

 

 

  جداکننده-متحرک_www.shabhayetanhayi.ir (13)

 

 

 

 

+ ادامه مطلب

 

 

 



ادامه مطلب


تاريخ : شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | لـــآیک ()

دلنوشته

 

واقعیت این است که

هر کسی آزرده ات خواهد کرد ؛

فقط باید کسانی را پیدا کنی

که ارزشِ تحملِ رنج را داشته باشند !!

 

 

باب مارلی

 




تاريخ : شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | لـــآیک ()

خلوت عاشقانه 

 

ماهیها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

و چون دریا آرام

شد

خود را اسیر تور صیادان یافتند...

تلاطمهای زندگی حکمتی از خداست

پس از

خدا بخواهیم دلهایمان آرام باشد

نه اطرافمان .

 

 

 

 

 




تاريخ : شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | لـــآیک ()

اس عشقونه

 

آرام و آهسته دوستت خواهم داشت، طوری که حتی خودت هم از این عشق بویی نبری...!

 



این روزها بیشتر از همه شعر میخوانم! باید مطمئن شوم قبل از من تو را نسروده باشند

 


 

در سرم تویی، در چشمم تویی، در قلبم تویی؛ من، عکس دسته جمعی توام بهترینم

 


 

دلتنگی، باران پشت شیشه است، هرچه هم چشمهایت را پاک کنی، باز هم خیسند

 


 

"فکر تو" که باشد! خیابان به کنار اتاق هم قدم زدن دارد؛ میترسم آنقدر دوستت بدارم که خدا هم شک کند! آغاز عشق از آدم و حوا بوده

 



قندان خانه را پر کرده ام از حرفهایت تو که می دانی من چای را تلخ دوست ندارم، هوس فنجانی دیگر کرده ام کمی بیشتر بمان!!

 


 

یک صندلی تزدیکتر به تو نشستن، چند قدم بیشتر با تو راه رفتن، خوشبختی کوچکترین لحظه های حضور توست

 



دل خوشم به غزلی تازه همینم کافیست

تو مرا باز رسانی به یقینم کافیست

قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو

گهگاهی که تو یادم کنی برایم کافیست

 



 

هر کجا از تو دور باشم نازنین غربت نشینم، هرکجا پایت گذاری خاک نرم آن زمینم

 


 

او باشد و مهتاب فراوانی هم ، من باشم و اشک های پنهانی هم

حتما شب عاشقانه ای خواهد شد ، مخصوصا اگر نم نم بارانی هم

 






تاريخ : شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤ | ۳:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : 3پـیـــده (◠◠‿✿) | لـــآیک ()
.: Weblog Themes By Bia2skin :.